شب جمعه بود؛ به عادت همیشگی کنار قبر خالی یاسر نشست و به یاد تنها فرزندش گریست. بیست سال گذشته بود. اما هنوز کابوس جنازهی دو نیم شدهی یاسر از مقابل دیدگانش محو نمیشد. با خودش فکر کرد شاید میشد ... و آن وقت یاسر زنده بود.
گرانی بیداد می کند این را رانندهی تاکسی گفت. مرد مسافر دستی به محاسنش کشید و انگشتر عقیقش را در انگشتانش جا به جا کرد و گفت: آقا فساد قبل از انتقلاب را یادتان رفته، بروید خدا را شکر کنید. زن اما بی توجه به آنها گوشهایش را برای شنیدن اخبار رادیو تیز کرد.
شمار قربانیان درگیری های اخیر غزه تا این لحظه ...
منابع آگاه از هلاکت شماری از نیروهای صهیونیست...
زن لبش آشکارا می لرزید و مرد مسافر از عقوبت اسراییل جهانخوار میگفت.
چشمهای مهربان یاسر از مقابل دیدگانش محو نمیشد؛ جای زخم کاری بود. حال مادران داغدیده را خوب میفهمید.
با خودش گفت: من شهامت سر کشیدن تمام جامهای زهر دنیا را دارم. صلح حلاوتی دیگر دارد.
پ. ن1 :ازیادنوشت ،به همین بی نامی و اوهام دعوت میکنم که برای صلح بنویسند.
پ.ن2: از دعوت خانه ای روی اب سپاسگزارم .
و من که در آستانه ی انقراضم از بوی تعفن این همه لاشه که نام انسان را یدک می کشند زیر لب می گویم : دلم کفتار می خواهد.
به مخفی شدن آدم ها پشت واژهها عادت کردهایم؛ بی آنکه برایمان اهمیت داشته باشد که از بزرگی واژههاست یا کوچکی آدم ها !
برای توسعهی صادرات، سرمایهگذاری، اصلاح نظام مالیاتی، مبارزه با ایدز، پیشگیری از اعتیاد، مبارزه با فقر و ... فقط نیازمند عزم ملی هستیم !!! و هیچ کس، در هیچ سطحی، هیچ غلطی نباید بکند.
به مریم عزیز
به بهانهی جشن بهار زندگیش در پاییز
باورم نمیشود چه زود آدم بزرگ شدیم!
تاب صدای خندههاو فریادهای کودکانهمان را ندارند.
تحمل لذت بردنمان از لی لی کردن را ندارند.
شور و نشاطمان را نمیخواهند و ...
می گویند بزرگ شدهاید دیگر.
به چه جرمی محکوم به از دست دادن لذتهای بی بدیل زیستن شدهایم، نمیدانم؛ و اینکه شادی دختران این جماعت ،چه تهدیدی برای زندگی مرد محورانه است، را هم .
اما هنوزصدای خندههای پسرها گوشمان را کر میکند, به انها حقشان داده شده؛ با صدای بلند میخندند، همدیگر را دنبال میکنند ، زیر درختهای پاییزی دراز میکشند و آسمان را برای پرندههایی که از مقابلشان رد میشوند، صاف میکنند. کودک درونشان را نوازش میکنند و... و حق دارند آن باشند که می خواهند .
پاییزی می شوم وقتی که باید در مسلخ باورهای این جماعت ، کودک درونم را سلاخی کنم . این جماعت نمیخواهد بداند هنوز سپیدار حیاط مدرسه، ما را به خود میخواند، هنوز دویدن توی کوچه پس کوچههای این شهر مشحونمان میکند از حس تازگی، این فلک حتی چرخ و فلک را از ما گرفته، در این شرایط نابرابر، الاکنگ ما را به زمین چسبانده تا در برابر توهم در عرش بودنشان کرنش کنیم . عجیب نیست آهن می فهمد و آدم انکار میکند.
این جماعت شادی مان را نمی خواهند؛ شادی آفرینی مان را می خواهند!
پ. ن: مادر هم شاکی بزرگ شدنمان است . یک ماه پیش که به خانه رفته بودم، میگفت: کاش بزرگ نشده بودید، طاقت دوری تان را ندارم.
n زیست !!! شده ایم .
بچهها هنوز هم،
همان !!! دعاهای صبحگاهی را بلند فریاد میکنند.
پای تابلو اسم بداخلاقهایی را مینوشت که فقط با مهربانی با دوستانشان حرف میزدند.
چه بداخلاقهای!! بااخلاقی بودند.
زن به کفشش نگاه کرد؛خاکی و لگدمال بود.
" جوناتان بارها می گفت: تمام تن شما« ازنوک این بال تا نوک آن بال » چیزی بیش ازاندیشه ی شما نیست. در نمایی که می توانید ببینیدش. زنجیرهای اندیشه تان را بگسلید تا تن رها گردد... به هر حال سخنانش چون افسانه ای شیرین می نمود اما آنان به خواب نیاز بیشتری داشتند "
"چیزی را که چشمانت به تو می گویند باور مکن تمامی چیزی را که به تو می نمایانند بندهایی بر بال و پر تواند. با چشم خرد بنگر. چیزی را که فرا گرفته ای دریاب. آن زمان خواهی توانست راه به پرواز درآمدن را بشناسی."
این عده در پاسخ به اعتراض های خود به این موضوع شنیدند که :
از این به بعد باید تمام نمایندگان شرکت های پیمانکاری و مهندسین مشاور ، مرد باشند و دیگر به زنان اجازه ی ورود به این اداره کل و پی گیری کارهایشان داده نخواهد شد .
گزارش زیر در هفته نامهی استقامت شمارهی ۱۷۲ تاریخ ۴شهریور ماه ۸۷ منتشر شده است که در آن مقداد تکلوزاده "عامل توسعهی خوشهی صنعتی خرما" از سیاستها و اقدامات محمد تکلوزاده " رییس جهاد کشاورزی استان کرمان " انتقاد کرده است.
هشدار کارشناسان در خصوص استفاده از سموم شیمیایی دفع آفات
بازار صادرات خرما تهدید میشود
محبوبه فیروزآبادی - استان کرمان با سطح زیر کشت حدود 42 هزار هکتار نخلستان بارور و 10 هزار هکتار نخلستان غیرباور و تولید سالیانه حدود 200 تا 270 هزار تن در سال، به عنوان اولین تولید کنندهی خرمای کشور نقش مهمی در تولید مصرف سرانهی کشور 5-7 کیلوگرم و مصرف متوسط سرانهی استانی 30 کیلوگرم داشته است.
در سال جاری کاهش چشمگیر تولید خرما بین 30 تا 50 درصد در سطح استان کرمان توسط بسیاری از کارشناسان پیشبینی و با پدیدهی خشکسالی و سرمازدگی و شیوع آفات در سطح نخلستانهای استان توجیه میشود. اما بررسی دقیقتر موضوع، روایتی متفاوت از مشکلات تولید خرما در این استان بیان میکند.
شاید مهمترین عامل کاهش تولید خرما که توسط مسوولان مطرح میشود، آفت «زنجره«ی خرما است که با تغذیه از شیرهی درخت نخل باعث خشک شدن آن و در فصل برداشت خرما نیز باعث پایین آمدن کیفیت خرما میشود. به طوری که رییس سازمان جهاد کشاورزی استان اردیبهشت ماه در گفتوگو با خبرنگار مهر از خسارت 4700 هکتاری به نخلستانهای بم خبر داد. محمد تکلوزاده گفته بود: 4 هزار و 300 هکتار از نخلستانهای بم با صرف 2میلیارد ریال، سمپاشی شده و بقیه نیز سمپاشی میشوند وی تاکید کرده بود که 20 دستگاه سمپاش برای تحویل به کشاورزان تهیه شده است که با تسهیلات 12 درصدی در اختیار آنها قرار می گیرد وی پیشتر نیز گفته بود که تهیه ادوات سمپاشی و خرید سموم بر عهدهی باغداران است و انجام سمپاشی هوایی بر علیه آفات حذف شده و باید مبارزه زمینی باآن صورت گیرد. این در حالی است که فرماندار شهرستان بم و بروات در گفتوگو با کرنا ضمن اشاره به وابستگی کشاورزی بم به محصول خرما، از بینتیجه بودن سمپاشیها و از بین رفتن حشره کفشدوزک به عنوان دشمن اصلی زنجره گفته بود. مجید اعتمادی تاکید کرده بود که سمپاشی روش منسوخی است و باید با بریدن یا جابهجا کردن نخلهای نزدیک به هم، هرس نخلها وسوزاندن برگهای هرس شده تا حدی از سرایت آفت زنجره جلوگیری کرد.
از سوی دیگر مقداد تکلوزاده عامل توسعهی خوشهی صنعتی خرمای استان کرمان در گفتوگوی اختصاصی با استقامت با اشاره به اینکه مزیت خرمای بم در تولید ارگانیک، که همان عدم استفاده از کود شیمیایی و سموم دفع آفات است، تاکید میکند که برای مبارزه با آفات زراعی، استفاده از سموم شیمیایی دفع آفات اشتباهترین راه ممکن است و ما نباید اشتباهی را که در مورد پسته مرتکب شدهایم، دوباره تکرار کنیم.
وی میافزاید: از سال 2010 کشورهای اروپایی میزان سموم باقیمانده روی محصولات کشاورزی را اندازهگیری خواهد کرد و اگر از حد استاندار، میزان سموم باقیمانده بیشتر باشد، ازخرید محصول کشاورزی خودداری خواهند کرد. بنابراین، باید برای جلوگیری از شکست در صادرات خرما به دنبال روشهای ارگانیک برای مبارزه با سموم دفع آفات گیاهی باشیم.
«عامل » توسعهی خوشهی صنعتی خرمای استان کرمان در حالی از ضعف در بخش آموزش کشاورزان و در حد تئوری ماندن پژوهشهای مرکز تحقیقات سخن میگوید که رییس جهاد کشاورزی استان ، از آموزش 6 هزار نفر از کشاورزان شهرستان بم برای مبارزه با آفت زنجره و فرماندار شهرستان بم نیز از استخدام 30 کارشناس کشاورزی در قالب اجرای طرحی 9 ماهه برای مبارزه با آفت زنجره خبر دادهاند.
از سوی دیگر نایب رییس انجمن خرمای استان کرمان، علت اصلی کاهش تولید خرما را در این استان آفت ناشناختهای میداند که از آن به نام آفت «خشکیدگی» یاد میکند و میافزاید: متاسفانه هنوز روش قطعی برای مبارزه با این آفت وجود ندارد. اما شیوههای«به پروری » که ما در نخلستانهایمان به کار برده ایم تا حد زیادی به تولید خوب و با کیفیت خرما کمک کرده است.
سید مظفر فاطمی با اشاره به بحث بیمهی نخلستانها برای به حداقل رساندن خسارات ناشی از کاهش تولید، پیشنهاد میکند که استفاده از شیوههای به پروری خرما، شرط بیمه کردن نخلستانهای خرما شود.
از سوی دیگر داود نازلی رییس شورای اسلامی ریگان و یکی از تولیدکنندگان خرما در این منطقه، با انتقاد از چگونگی جبران خسارات وارد شده به کشاورزان توسط بیمه میگوید: متاسفانه بیمه، خسارات وارده به کشاورزان را منصفانه جبران نمیکند چرا که قیمت هر کیلو خرمای مضافتی را، برای پرداخت خسارت 140 تومان محاسبه میکند. در چنین شرایطی اگر بیمه نکنند بهتر است.
وی نیز از عدم فعالیت اثرگذار مرکز تحقیقات گلایه میکند و میگوید: جهاد کشاورزی در منطقهی ریگان برای آموزش کشاورزان کار خاصی انجام نداده است.
از دیگر سو سید معین هاشمی کارشناس کشاورزی در گفتوگو با استقامت میگوید: عدم برنامهریزی مناسب در تولید، عدم اجرای برنامههای مدون ومستمر مدیریت مبارزه با آفات و بیماریها، عدم توجه به راهکارهای کاهش ضایعات ، عدم ترویج روشهای به زراعی و به نژادی و توجه نکردن به نظامهای موثر مصرف بهینه آب در تولید خرما و روشهای نوین آبیاری باعث شده است که امروز به جای نخلستانهای سرسبز و کشاورزانی امیدوار به تولید، با چنین وضع نابسامانی روبرو شویم.
در حالی که این کارشناس کشاورزی وضعیت تولید خرما در استان را نابسامان میداند جشن خرما در منطقه ویژه اقتصادی ارگ جدید با هدف سپاسگزاری از مائدههای الهی و به پیروی از سنت دیرینهی مردم بم، به مدت 9 روز از 31 مرداد تا 8 شهریور آغاز شده است.
جشنوارهی خرمایی که نایب رئیس انجمن خرما در آن جای حضور کارشناسان و صاحبنظران خرما در کشور را در آن خالی میداند و میافزاید: متاسفانه این جشنواره فقط به اجرای برنامههای تفریحی تنزل پیداکرده است.
این روز ها به هر که می رسم باید بگویم از بد حادثه مدافع "حقوق زن" از آب در می آید( البته این را زبانشان میگوید نه لزوما اعمالشان ). و همین میشود که اگر در این جامعه زندگی نمی کردم و طعم تلخ نگاههای مردسالارانه و تبعیض را نمی چشیدم، حتمن دچار توهم می شدم .
نمیخواهم تغییراتی که طی این سالها بالاخره به وجود آمده رانادیده بگیرم .به هر حال این روزها گفتن عباراتی مثل " من به شدت مدافع حقوق زنان هستم " به نوعی کلاس و ایجاد ارزش افزوده برای افراد بدل شده است.
داشتم میگفتم این روزها به هر که میرسم از بد حادثه مدافع حقوق زن از آب در میآید و همین باعث میشود که دیگر حتا حوصلهی خداحافظی کردن با آنها را نداشته باشم .
کاش کسانی که مقبولیت را با کاسهی" دفاع از حقوق زنان " گدایی میکنند اینقدر میدانستند که نسلی که این حرفهایشان را نوعی فرهیختگی قلمداد میکند ؛وقتی تفاوتی را در شرایط زندگی و حقوق از دست رفتهاش نمیبیند حتمن قضاوتی از آنها در ذهنش شکل میگیرد. در بهترین حالتش،کلی آدم بی عرضه اطرافش میبیند.
از دورویی و ریا بیزارم و هیچ دفاعی هم از حقوق زنان ندارم!!!